استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران
چکیده
مدرنیته سیاسی در سطح خرد و کلان، فرآیندی است که شکلگیری عاملیت خودآیین و نهادهایی مانند دولت ملت و جامعه مدنی را در برمیگیرد. در ایران، دستیابی به این نوع مدرنیته و میزان تحقق آن همواره محل مناقشه بوده است، چرا که این فرآیند در هر جامعه بسته به سرگذشتهای تاریخی و بسترهای فرهنگی منحصر به فرد شکل میگیرد. در ایران، مدرنیته سیاسی بر اساس تجربههای تاریخی و مواجهه با عوامل ملی و بینالمللی، عموماً با نمونههای غربی همسویی ندارد و در نتیجه، گونهای مدرنیته خاص و چندگانه پدید آمده است. توسعه سیاسی در ایران همواره با چالشها و آسیبهایی مواجه بوده است. یکی از مهمترین مشکلات، برداشت نادرست از رابطه میان توسعه سیاسی و سیاست مدرن است، که منجر به منازعات داخلی و جامعهپذیری منفی شده است. نبود فهم صحیح از کارکردها و اهداف این دو حوزه سبب شده است تا در برخی دورهها، اصلاحطلبان و کارگزاران سیاست، یکدیگر را به نادیده گرفتن منافع مشترک متهم کنند و این اختلافات بر فرآیند توسعه تاثیر منفی گذاشته است. شناخت ریشههای این آفات و تلاش در جهت تعامل سازنده میان نهادهای سیاسی و جامعه، میتواند از هزینههای ناخواسته در عرصه سیاست کاسته و فضای همگرایی و توسعه را تقویت کند. در نهایت، پذیرش چندگانه بودن فرآیند مدرنیته سیاست در ایران، به درک بهتر عوامل فرهنگی، تاریخی و ملی کمک میکند و راهکارهای موثر برای ترمیم شکافهای موجود ارائه میدهد.